مرگ
نوشته شده در
ساعت :
نویسنده : سامان
مرگ یعنی یک شبه تنها شدنموج بودن همدم شن ها شدناز لب و آغوش گرم نازنینبی صدا و بی هوا منها شدنمرگ یعنی حسرتی از جنس آهرازداری، گفت و گو با عمق چاهدر حضوری عاطفی اما عجیبمرگ یعنی خودکشی با یک نگاهمرگ یعنی بین این شهر شلوغزندگی با یک نقاب و صد دروغروح و جانت در درون یک درامبهره برداری شود قبل از بلوغمرگ یعنی گریه های بی صدا گرد و خاک مانده بر آیینه هاآرزوهایی که با یک مصلحتدفن میگردند درون سینه هامرگ یعنی اشک های انتظار ز
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی